الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

64

شرح كفاية الأصول

بلكه وظيفه‌اش امتثال امر ظاهرى ( نماز با وضويى كه بيّنه شهادت بر پاك بودن آب داده ) است . حال كه در وقت ، جهل بر طرف شده و مكلّف به نجاست آب يقين پيدا مىكند ، شكّ دارد كه آيا تكليف واقعى ، فعليّت پيدا مىكند يا نه ؟ معلوم است كه همان عدم فعليّت تكليف واقعى در ظرف جهل ، استصحاب مىشود . و نتيجه آن ، عدم وجوب اعاده است . جواب اشكال ( و استصحاب عدم . . . ) مصنّف در جواب اشكال مىگويد : استصحاب مزبور ، اصل مثبت است . زيرا مستصحب عبارت است از : « عدم فعليّت تكليف واقعى » كه اثرش « سقوط اعاده » مىباشد ، و معلوم است كه اين اثر هنگامى بر مستصحب مذكور مترتّب مىشود كه فعليّت تكليف ظاهرى ( كه ضدّ تكليف واقعى است ) ثابت شود و ثبوت آن از طريق استصحاب عدم فعليّت تكليف واقعى ، مستلزم اين است كه از نفى أحد الضدين ( تكليف واقعى ) ، ضدّ ديگر ( تكليف ظاهرى ) ثابت شود كه در اين صورت محذور مثبت بودن اصل ، لازم مىآيد . نتيجه : معلوم شد كه در اين موارد ، استصحاب عدم فعليّت تكليف واقعى جارى نمىشود ، بلكه قاعدهء اشتغال جريان خواهد داشت كه نتيجه آن « وجوب اعاده » مىباشد ، زيرا اشتغال يقينى ، فراغ يقينى مىخواهد . و هذا بخلاف ما اذا علم . . . مصنّف در اين عبارت به اشكال مقدّر اشاره دارد و آن را مورد نقد قرار مىدهد : اشكال مقدّر قبلا بيان شد كه امر اضطرارى ( مانند نماز با تيمّم ) مجزى از امر واقعى ( نماز با وضو ) است ، حتى اگر آب در وقت پيدا شود ، چون نسبت به اعاده ، شكّ در اصل تكليف بوده و « برائت » جارى مىشود ، و به طريق أولى قضاء هم واجب نيست . و همين‌طور بيان شد : امر ظاهرى ( نماز بدون سوره ، به سبب شهادت بيّنه بر عدم وجوب آن ) در صورتى كه امارات ، موضوعيّت و سببيّت داشته باشند ، مجزى از امر